سایت باشگاه کوهنوردی البرز نوشهر

سایت باشگاه کوهنوردی البرز نوشهر راه اندازی شد.

 

اطلاعات و طراحی سایت در حال بروز رسانی می باشد...

                                 http://alborzclub.com

مسیر 52 لهستان دیواره علم کوه(شهریور 97)

 دیواره علم کوه با زیبایی و موقعیت منحصربفرد هر ساله سنگنوردان زیادی را به سمت خود می کشاند.

بعد صعود دیواره از مسیر هاری روست اعلایی در سال گذشته بصورت پیش فرض امسال هم در فکر رفتن دیواره بودیم هرچند تمرین های ما خیلی کم شده بود با فرشید صحبت های ضمنی کرده بودم هنوز مشخص نبود وقت بتونیم بذاریم یا نه...تا اینکه اواخر تیر ماه مهدی تماس گرفت که امسال برنامه دیواره می تونیم با هم بریم یا نه، آخه دو بار قصد صعود دیواره رو داشت که شرایط دقیقه نود جور نشده بود و برنامه هاش کنسل شده بود. مهدی امسال مصمم بود که دیواره رو از مسیر 52 لهستان صعود کنه، بهش گفتم با فرشید صحبت می کنم ببینم برنامه ما چطوره احتمال اینکه سه نفره باشیم گفت حله مشکلی نیست. فرشید با توجه به شرایط کاری اذعان داشت تو برنامه هاتو بچین با هم تمرین می کنیم احتمال اومدنم ضعیفه ولی تو برو...

به مهدی خبر دادم و تاریخ حدودی رفتن رو با هم فیکس کردیم و حالا زمان برای تمرین دیواره خیلی کم داشتیم مهدی کل سال هفته ی سه بار تمرین زیر نظر مربی هم داشت شخصا تمرینات امسالم کم شده بود بهرحال تا اخر مرداد وقتی نبود و با اضافه وزن امسال هم دست و پنجه نرم می کردم یکم برنامه های کوه منم تحت شعاع برنامه های دره قرار گرفته بود اما مصمم به رفتن بودم دیواره علم کوه انقدر جذابیت برام داشت که مطمین به رفتن بودم و تا روز رفتن لحظه شماری می کردم...

پنجشنبه اول شهریور:

مهدی از تهران به مرزن آباد اومد و بعد از خرید به سمت کلاردشت حرکت کردیم کم و کسری ها رو کلاردشت کامل کردیم و راهی قرارگاه ونداربن شدیم.

لوازم و برای علم چال رو جمع و جور کردیم تحویل قاطرچی دادیم، خیالمان راحت شد بعد صرف غذا خوابیدیم.

جمعه دوم شهریور:

با هماهنگی چند روز قبل با حسین انجام داده بودم قرار بر این شد به عنوان پشتیبان تو علم چال بما ملحق بشه، با گوشیش تماس گرفتم همونطور که حدس می زدم کوه بود اما نمیدونستم کجا...

ساعت 12:30 به پناهگاه سرچال رسیدیم هوا تا کنگلک پایین خیلی خوب بود زمان زیاد داشتیم تصمیم گرفتیم تا می تونیم استراحت کنیم.

طی تماس با همسرم متوجه شدم حسین امروز بما ملحق خواهد شد و گفت از ونداربن حرکت کرده، منم گفتم پس می مونیم تا بیاد با هم سمت علم چال بریم...ساعت 5 عصر شد هنوز نیومده بود گفتم حسین خودشو می رسونه، بریم...از لابلای سنگ ها خودمون رو به علم چال می رسونیم از دور حسین رو دیدم داد میزنه من زودتر رسیدم که کجا اومدی ما منتظرت بودیم، طبق حدسم از سمت دره چالون به گردنه سیاهسنگ اومده بود و زودتر خودشو رسونده بود به منطقه...با دوچرخه قله لشگرک رو صعود و تا ونداربن رکاب زده بود

چادر برپا کرده و وسایل یکی یکی باز کردیم و مشغول مرتب کردن وسایل شدیم...

شنبه سوم شهریور:

امروز برای استراحت و بررسی منطقه اختصاص داده بودیم، دوربین و تنقلات گرفتیم به سمت سکو حرکت کردیم چند چادر از بچه های همدان روی  سکو برپا شده بود که مشغول ترمیم و گشایش و صعود از دیواره بودند. دیواره حسابی شلوغ بود؛ یک تیم گشایش کننده بین همدانی ها و 52 مشغول بودند، یک تیم دیگر از مسیر فرانسوی ها در حال صعود بودند تا خودشون رو به مسیر همدانی ها برسانند، دو تیم دیگر روی همدان مشغول بود و یک تیم هم روی هاری روست مشغول بودند.

 گلسنگها(تیم هاری روست)

 تیم گشایش، 52 و همدانی ها

عکسهای خوبی از انها به ثبت رسوندیم و به سمت گردنه شانه بالا رفتیم با چند نفر تماس برقرار کردیم و به سمت چادر ها حرکت کردیم.

منطقه برای امروز حسابی شلوغ بود چند تیم پر جمعیت هم روی گرده فعالیت داشتند اما خوشبختانه برای فردا ظاهرا کسی روی مسیر نبود.

ساعت سه نیمه شب را بیدار باش تعیین کرده بودیم، اسامی مسیر 52: سکوی فلزی دماوند، کتیبه مشهدی ها، کلاهک بزرگ لهستانی ها،کارگاه مثلث، طاقچه قمقمه، سنگ عدس یا لوزی یا آیینه و قیف مرکزی یا فرانسوی در ذهنم مرور می شد منتظر دیدارشان از نزدیک بودم... 

یکشنبه چهارم شهریور:

سه صبح بیدار شدیم زیپ چادر باز کردم اسمان بالای سر قله یهو سیاه شد هنگ بودم، طبق پیش بینی سایت ها نباید اینطور می شد قیافه هامون در هم شد و رفتیم تو فکر، حسین گفت بگیرین بخوابن این هوا اجازه نمی ده، نمی خواستم به این فکرکنم مهدی گفت فعلا یه چایی دم کنیم ببینیم چی میشه، پذیرفتم و مشغول بودیم و منم هر چند دقیقه سرم بیرون می کردم التماس اینکه برو دیگه لامصب کجا بودی تو 

گلسنگها

صبحانه رو خوردیم با ناامیدی یکبار دیگه زیپ رو کنار زدم چشام برق امید زد ابرها داشتن به سفیدی می رفتند چند دقیقه صبر کردیم کلا ابرها رفتن خیلی خوشحال سریع جمع کردیم حدود ساعت 4:10  از حسین خداحافظی کردیم و حرکت کردیم.

از لابلای سنگ ها به یخچال پای دیواره رسیدیم، طناب ثابت های متعدد با سایزهای مختلف وجود دارد، تا کارگاه اولش رفتم، مهدی بیا، منم ادامه دادم به دومین تروارس رسیدیم دیدم مهدی داد میزنه محسن گری گری قفل شده! مهدی با تک یومار و گری گری اومده بود و بخاطر نازک بودن طناب لاستیکی گری گریش قفل شده بود، داشتیم زمان از دست می دادیم و نگران بودیم اینجا نباید معطل بشیم خطرناکترین جای ممکن بودیم! تصمیم گرفتم فرود بدم به سمتش، که گفت ازاد کردم با تک یومار میام بالا، نفس راحتی کشیدم و ادامه دادیم به پای دیواره رسیدیم براحتی کارگاه اول رو پیدا کردیم و خواستم طناب باز کنم تا صعود شروع کنیم مهدی گفت طناب لاستیکیش مطمینه یومار بزنیم، چک کردم دیدم اوکیه وقت نگرفتیم یومار زدیم این طول بصورت طبیعی با درجه سختی 5.9 براحتی هم صعود می شود به کارگاه رسیدم سکوی فلزی که چهارچوب های اون بود اما ورق های وسطش تخریب شده بود.

طول اول

ساعت 7:15 رو نشون می داد طبق برنامه ریزی هامون عقب بودیم بهرحال کار جدیمون شروع کردیم.

ابتدای طول دوم

مهدی سرطناب طول دوم رو بی درنگ ادامه داد رکاب زدن در کنج و چند کلاهک کوچیک نفس گیر بود به کارگاه سوم رسیده بود این طول نفس گیرترین طول دیواره بنظر می رسد، منم ادامه دادم به کارگاه سوم رسیدیم با ادامه مسیر به زیر کلاهک بزرگ لهستانی ها در کنار کتیبه ی مشهدی ها می رسیم، چقدر این قسمت دیواره زیبا بود...سکوی فلزی تبریزی ها سمت چپ کارگاه بصورت اویزان افتاده بود و با توجه به زحمت بچه های مشهد با میخ کوبی بصورت مستقیم روی کتیبه کوبیده بودند کسی به سمت چپ نمی رود.

طول دوم

طول سوم 

طول چهارم و کتیبه مشهدی های، سکوی تبریزی ها

فاصله میخ ها بهم نزدیکه و میشه یک در میون کوییک ها رو انداخت مهدی در حال رکاب زدن به بالا بود نزدیکهای انتهای کتیبه داد زد محسن چرا کوییک کم دارم یه نگاه به هارنسم انداختم چیزی نبود چشام به کنار کوله م خورد بله نه تا کوییک به کوله م وصل بود بخاطر بند فنی کنار کوله م تو طول قبل یسری به اونا زده بودم مهدی هم حواسش نبود برداره، ما قصد داشتیم کارگاه ناراحت کتیبه نمونیم بریم بالاتر و کارگاه مثلث بمونیم زمان از دست ندیم اما بناچار مهدی روی کارگاه ناراحت موند و من خودمو بهش رسوندم

طول چهارم

کارگاه ناراحت بالای کتیبه

طول چهارم به کارگاه ناراحت انتهای کتیبه می رسد، قرار شد بازم مهدی ادامه بده تا طولهای بعد رو من برم مهدی رفت کارگاه و من در حال اماده شدن بودم که ابزار حمایتم ای تی سی گاید به پایین رفت یه لحظه هنگ شدم چراا...داد زدم مهدی ابزارم رفت...

طول پنجم منتهی به کارگاه مثلث

شوک بدی خوردم این همه طول مونده بدون ابزار حمایت کار سخت تر می شد حتی به فرود هم فکر کردم در این حالت به خودم روحیه دادم باید ادامه بدی تو تنها نیستی بالاخره خودمو جمع جور کردم خودمو به مهدی رسوندم گفتم با کارابین حمایت میدم اما با این شرایط سرطناب رفتن و حمایت از بالا ریسک پذیریش بالا میره و مهدی پذیرفت سرطناب ادامه بده بنده خدا خیلی خسته شده بود زمان از دست داده بودیم.به کارگاه مثلث می رسیم، طناب قدیمی سمت چپ کارگاه مثلث مشخص بود این تراورس اورال بود که مسیر 52 رو به فرانسوی ها وصل می کرد.

کارگاه مثلث

تراورس اورال

به کارگاه هفتم رسیدیم دو طول تا قمقمه مونده بود که مهدی گفت خسته شدم نمی تونم ادامه بدم منم شرمنده بودم از این وضعیت...

ساعت 16:40 دقیقه رو نشون می داد تا فردا صبح روی سکوی کوچک باید می موندیم چاره ی نبود...

مهدی حسابی تخلیه شده بود من مشغول اماده سازی شرایط شب مانی شدم طناب ها رو پهن کردیم با طنابچه انفرادی از یه میخ و کارگاه حمایت گرفتم ابزار ها روی طنابچه سوار کردیم پتوی نجات به کوییک ها وصل کردیم پرده ی جلوی خودمون کشیدیم پتوی نجات دیگه رو روی خودمون کشیدیم پاهامون داخل کیسه بیواک کردیم و کت پر سبک به تن و دستکش پر رو تو پاهامون کردیم شرایط اماده برای شب داشتیم کمی تنقلات و میوه خوردیم حالا باید چشم انتظار زمان باشیم، شب مانی روی دیواره قبلا در مسیر هاری روست هم تجربه داشتم میدونستم تجربه ی جالبیه و با لذت و دلهره همراه خواهد بود...چشمهامون یه لحظه بسته و باز می شد کاملا هوشیار تا صبح نشسته بودیم پاهامون از زانو روی دیواره اویزون بود گه گداری دستی میومد جلوی سینه م بیا عقب سرتو جلو نبر مهدی بود و گاهی منم اینکار رو می کردم شش دانگ حواسمون بهم دیگه بود تجربه ی شب مانی های صعودهای سخت زمستونی(خط الراس اشتر به سکه نو، تلاش روی خط الراس دیوچال، تلاش یال ملاخوران ، صعود دماوند از تیغه ملار، صعود زرین کوه از گرده شمالی، سیاه کمان، سرکچالها و...) با هم زیاد داشتیم، چه خوبه همنورد خوب کنارته حواسش به همه چیز هست...

 شب مانی

دوشنبه پنجم شهریور:

تا صبح هوشیار بودیم نزدیک طلوع افتاب خوابم سنگین تر شد سرمو گذاشتم روی شونه های مهدی اونم همینطور یکم زهر چشامون گرفته شده بود مهدی گفت بریم گفتم سنگ یخه هنوز، صبر کن کامل بهمون خورشید برسه بعد حرکت کنیم.

ساعت هشت صبح به سمت سنگ لوزی حرکت کردیم سکوی به نسبت خوبی دارد که سنگ به نسبت بزرگی به دیواره سالهاست تکیه داده و نظاره گر علم چال می باشد.

 سنگ عدس یا آیینه یا لوزی

مهدی به سمت طاقچه قمقمه ادامه می دهد منم پشت سرش خودمو بهش می رسونم قسمتی از مسیر طبیعی صعود می کنیم تو اون ارتفاع لذت خوبی دارد.

 طاقچه قمقمه

از اینجا به بعد با چند مسیر مشترک می شود مهمترینش فرانسوی ها می باشد و مسیر اصلی خود 52 که مستقیم تا قله ادامه پیدا می کند اما سالهاست کسی از اینجا قله را صعود نمی کنند مطمئنا مسیرش نیاز به ترمیم دارد ادامه مسیر 52 با تراورس به داخل قیف هدایت می شود در واقع ادامه ی ان مسیر فرانسوی ها محسوب می شود.

مسیرهای شکوه و دو مسیر همدانی ها 67 و 97 هم از این قسمت می توان ادامه داد.

با یک طنابچه انفرادی از کارگاه اصلی بکاپ می گیرم و کارگاه رو به لبه ی تراورس انتقال می دم تا طناب بصورت احتمالی با توجه به شکست زیاد طناب کم نیاریم و مهدی بتونه تا خود کارگاه اول قیف ادامه بده.

 تراورس به سمت قیف

 کارگاه همدانی ها

 کارگاه اول قیف

مهدی با احتیاط تراورس کرد از سنگی بصورت طبیعی بالا رفت از کارگاه همدانی ها یک کوییک بلند گرفت و دیگه از دید من خارج شد نگران بودم که بتونه کارگاه روبراحتی پیدا کنه داد میزد طناب بده طناب اضافه داشت چون شکست زیاد بود بسختی می رفت دو دست می کشید بالاخره نفس راحتی کشیدم و به کارگاه گفت رسیدم منم طناب روی هارنس رو باز کردم به کارگاه بستم و با خودحمایت خودمو به سر طنابچه رسوندم بازش کردم و وسایل جمع و جور کردم ادامه دادم.

حسین خودشو به روی گرده رسونده بود ما هم از دیدنش خوشحال بودیم طول اول قیف طبیعی صعود می شود، طول دوم مصنوعی و طبیعی بود، صدای حسین اومد اب دارین یا نه گفتیم نه یکم شربت مونده و گفت از سیاهسنگ براتون میارم انگار انرژی مضاعف گرفتیم...

مهدی پونزده متری دیگه صعود کرد گفت محسن می تونی بری منم گفتم باشه یک طول کامل بصورت طبیعی با میخ های با فاصله زیاد و سنگ های کاملا سست، بالاخره ابتدای ریزشی ها دنبال تک رول بودم کجاست پس! مهدی داد زد طناب دو متر داری! خدایا این رول کجاست گفتم مهدی من طناب می کشم هر وقت تموم شد بگو منم دو دست کشیدم خوشبختانه طناب تو شکست بیشتر دستم اومد حدود چهار متر دستم بود اروم رفتم چشم به تک رول کنار سنگ جا خورده بود افتاد و سریع کارگاه رو اماده کردم و چشمم به یک میخ شل خورد جهت بار درست بهش دادم دیدم گیر کرد و کارگاه مطمینی شده بود و مهدی بیا...

 قیف مرکزی یا فرانسوی ها

 ریزشی ها

ریزشی ها رو هم مهدی صعود کرد و منم پشت سرش ادامه دادم همدیگر در اغوش گرفتیم بالاخره تموم شد حسین خودش رو به قله رسونده بود هیچی اینقدر ما رو خوشحال نمی کرد ابی نوشیدیم و چند عکس روی قله گرفتیم به سمت جانپناه سیاهسنگ حرکت کردیم حسین گفت زودتر میرم چایی و غذا رو گرم می کنم بیاین ماهم اروم اروم با خستگی به جانپناه رسیدیم حسین حسابی سنگ تمام گذاشته بود غذا و چایی خوردیم و به سمت سیاهسنگ حرکت کردیم. ساعت 8:30 غروب به چادر رسیدیم، هندوانه یی که اورده بودیم با ولع نصفش را خوردیم و از خستگی به کیسه خواب رفتیم.

سه شنبه ششم شهریور:

بدنمون از خستگی داغ بود بالاخره صبح شده بود خدا خدا میکردیم قاطر بیاد حسین گفت بلند شین قاطرچی اومده، وسایل جمع و جور کردیم به سمت سرچال حرکت کردیم ساعت ۲:۴۵ به ونداربن رسیدیم و این برنامه با موفقیت تمام شد.

 سیاهسنگها

 علم چال

 همنوردان باشگاه البرز و جمعی از دوستان

نفرات شرکت کننده: مهدی الف استوار، محسن سام دلیری

پشتیبان: حسین نوشین

پ ن:

_تشکر ویژه از حسین نوشین بابت همراهی و پشتیبانی امیدوارم در تمام مراحل زندگیش موفق و سلامت باشه.

_از مدیریت فروشگاه سیاه کمان و باشگاه کوهنوردی البرز و هیات کوهنوردی شهرستان نوشهر حامی ما در این برنامه تشکر ویژه دارم.

_اطلاعات بروز از مجید نوذری که امسال همین مسیر را صعود داشته است تشکر می کنم

_راهنمایی های بی دریغ عامر ازوجی که همواره با نکات ریز و حیاتی درسای مهم در مسیر دیواره نوردی ازش می آموزیم تشکر می کنم.

کروکی دیواره علم کوه تنظیم از ایاز سعید زاده

در اخر از همسر عزیزم که همواره در طول این سالها با صبوری و حمایت هایش، انگیزه حضور در برنامه های پیش رو بهم داده است تشکر می کنم.

 

ابزار و تجهیزات مورد نیاز:

- طناب 2 حلقه (صعود با زوج طناب و ترجیحا مدل اپرا سایز 8.5 میلیمتر)

- کارابین پیچ هر نفر 4 عدد

- اسلینگ کارابین 28 عدد ( سایز 20  13 عدد، سایز 60 120  15 عدد سانتی متر )

-  فرند در سایزهای مختلف هشت عدد ( سایز ریز به متوسط )

- کیل در سایزهای مختلف 7 عدد(سایزهی میانی)

 - رکاب  2 جفت

 - تسمه (60 و 120 سانتی ) 2 عدد

 - خود حمایت مناسب 2 عدد

 - یومار 2 عدد

 - گری گری ۱ عدد

 - ATC-GUIDE  دو عدد

 - آچار کیل 1 عدد

 - هارنس 2 عدد

 - کلاه کاسک 2 عدد

 - کابشن پر و دستکش پر

 - کیسه بیواک و پتوی نجات

- طنابچه انفرادی