قله سه شاخ کرمان
نام برنامه: قله سه شاخ سطح برنامه: مشکل ارتفاع قله: 4135 متر
موقعیت : شهر جوپار، استان کرمان زمان: 23و94.03.24
نفرات شرکت کننده: بانوان: دلفان آذری
آقایان: حسن رودباری، سلمان حمیدی نیا، سعید رستگار، محسن سام دلیری
راهنما: سعید رستگار(کرمان)
مقدمه:
استان کرمان موقعیت جغرافیایی منحصربفردی را دارد که پهناورترین استان کشور می باشد و چهار فصل با اقلیم متفاوت را دارد که از لحاظ گیاهان دارویی زبانزد خاص و عام می باشد. با مشخص شدن زمان و مکان آزمون ورودی کوهپیمایی از سوی فدراسیون باید حدود 1200 کیلومتر را می رفتیم(من و حسن) تا در این آزمون شرکت کنیم و از آنجایی که دوستی قدیمی و صمیمیم تو شهر کرمان سکونت داشت هماهنگ کردم که بعد آزمون قله سه شاخ رو صعود کنیم.

با توجه به اینکه مدت زمانی که باید می رفتیم و بر میگشتیم حدود شش روز طول می کشید به همسرم پیشنهاد دادم با من به کرمان بیاد هم فال و هم تماشا... در این گیر و دار هماهنگ کردن با دوست کرمانیم(محمد صادقی) بودم که در محل کارم دو تن از دوستانم حضور پیدا کردن و صحبت که شد گفتم می خوایم بریم کرمان و بعدش برنامه صعود قله هم داریم که هر دو نفر اعلام آمادگی کردند که می تونند خودشون رو به ما برسونند برای صعود! بلیط قطار رو برای روز چهارشنبه بعدازظهر از تهران رزرو کردم. چهارشنبه من با همسرم و حسن با قطار به سمت کرمان راهی شدیم تجربه اولمون بود که قطار بین شهری سوار می شدیم حدود 12 ساعت طول کشید تا به کرمان برسیم(توقف زیاد دارد) با محمد هماهنگ بودم زحمت کشید اومد دنبالمون و رفتیم خونشون صبحانه ی محلی کاملی خوردیم. برنامم این بود که همسرم در کنارم تو کلاس می مونه و اجازه حضور در کنار کلاس رو میدن که موافقت نکردند و گفتند نمیتونه بمونه! زحمتمون افتاد گردن محمد با مهمان نوازی گرم خانواده ش حسابی خجالتمون دادند. ما رفتیم دو روز کلاس تقریبا کل شبانه روز در حال آزمون دادن بودیم(ده آیتم داشت) بعد دو روز محمد اومد دنبالمون رفتیم خونشون...

سلمان به تنهایی با ماشین پاژنگ اومد دوست دیگه مون کم لطفی کردند دقیقه نود کنسل کرد!کل راه رو تنها رانندگی کرد با ماشین پاژنگ، حدود 11 شب جمعه به کرمان رسید! که در برگشت متوجه ی طول مسیر و خستگی راه رو چطور تنها تحمل کرده بود را درک کردم!

شرح برنامه:
هماهنگی که با محمد از قبل انجام داده بودم قرار شد سعید رو با ما بفرسته بیاد خودش به خاطر آسیب دیدگی پا نتونست بیاد...
صبح از کرمان به سمت شهر جوپار حرکت کرده و سعید به ما ملحق شد مسیر دسترسی نرسیده به شهر ماهان سمت راست تغییر مسیر می دهیم ابتدا جاده خاکی و سپس بستر سنگی رودخانه رو با ماشین پاژنگ سلمان تا قناتغستان رفتیم.

چشم انداز خط الراس جوپار
ساعت 8 صبح با جمع و جور کردن وسایل به سمت راهرو رجب حرکت کردیم ابتدای مسیر بستر رودخانه ی که طرفین دیواره های بلند محصور شده گذر کردیم به راهروی رجب با دیواره ی عمودی مزین به پله ساخته شده با میلگردها رسیدیم!(گرچه پله ها تا چند روز بعد قطع شدند). بعد از عبور از راهرو صبحانه ی مختصری خوردیم گرمای خورشید کم کم داشت کلافه کننده می شد با دیدن درختچه های کوچک زیر سایه پنهانش، پناه می گرفتیم!

راهروی رجب
نام های منطقه جالب و زیبا همانند خود منطقه جوپار...به دره ی به نام خرپَرون رسیدیم" روستاییان برای حمل برف از یخچال های طبیعی از این گذرگاه با خر رد می شدند و در حال حاظر بالاتر از این گذرگاه محل عبور می باشد" سیم بکسل هم نصب شده است برای عبور کوهنوردان و مردمان عادی. کم کم جاپناه در منطقه باغستان نمایان می شود،

خرپرون
ساعت 12 وارد جانپناه می شویم جای چندانی ندارد چند گروه حضور داشتند و اما قصد صعود نداشتند برای چیدن گیاهان دارویی وارد منطقه شده بودند تصمیم گرفتیم کنار سنگی که سایه هم داشت اتراق کنیم، و از آنجا که نامش مشخص است جانپناه هست نه پناهگاه...


نمایی از قله
شب زیبا و پر ستاره را با صبح دل انگیز بیدار شدیم ساعت 4:30 حرکت کردیم و با عبور از جاپناه"ارتفاع 2922 متر" به ابتدای مسیر سنگی به نام "رود خاک سنگی به ارتفاع 3200 متر" رسیدیم، خانمم ترجیح داد در کنار سنگ بزرگی که جانپناه اول هم نام داشت منتظر ما بماند و ما با خداحافظی ازش به سمت قیف مصیبت که در بین دو صخره های دیواره ی، دره ی با دست به سنگ های لذت بخش قرار گرفته که گروه های زیادی را به مصیبت وا می دارد! به انتهای قیف که رسیدیم قله ه هزار کرمان در دوردست به چشم می خورد و ما با عبور از سنگ ها به جانپناه دوم که در زیر صخره، پناهی با سنگ چین که رویش را با چوب و حلب خشک کرده بودند که در زمستان کمک شایانی به کوهنوردان می کند. چشم انداز خط الراس جوپار از شرق به غرب کم کم دیده می شود خط الراسی که تیغه ی و سوزنی که با سختی مسیر بالا موجب شهرت منطقه جوپار در کشور شده است تا جایی که به آلپ ایران هم در بین برخی کوهنوردان جنوب شرق مشهور شده است.

جانپناه دوم
گرچه این عنوان آلپ در بین کوهنوردان کشور در بین کوهنوردان اختلاف وجود دارد و هر کسی با توجه به تعصب منطقه ی آلپ را نسبت به منطقه می دهد و من به نوبه خودم میگم منطقه تخت سلیمان و یکی دیگر جای دیگر، چیزی که مهم هستش اینه که کوه های ایران منحصر بفرد با مشخصات منطقه ی خودشان هستند و به جای اینکه بگوییم آلپ کجاست و بگوییم منطقه جوپار کرمان، منطقه تخت سلیمان کلاردشت، اینها نام کوچکی نیستند هنوز با گذشت این همه سال کارهایی نو می توان انجام داد و نام منطقه خودمان را زبانزد کنیم...

با گذر از شاخ شکسته که کاملا مسیر دست به سنگ می باشد و چند بده بستون های زیبا ساعت 9:10 دقیقه به قله سه شاخ با ارتفاع 4135 متر رسیدیم زیبایی این قله منحصربفرد می باشد و سختی مسیر آن همراه با هیجان صعود خیلی لذت بخش بوده برام و همچون منطقه تخت سلیمان ارتباط خوبی برقرار کردم با منطقه و اگه خدا عمری بدهد حتما دوباره باز خواهم گشت در فصلی دگر با دوستان خوب کرمانیم...

چشم انداز شرقی خط الراس

در زمان برگشت از بچه ها خواستم که زودتر به پایین برگردم تا همسرم بیشتر دلواپس نباشد و منم با گام های بلند و از سنگ ها این ور و اون ور می پریدم و با کمتر از چهل دقیقه به جانپناه اول رسیدم برگشت این مسیر سنگی برام خیلی زیباتر از رفت بود! یکساعتی استراحت کردم که بچه ها رسیدند و ناهر را خوردیم و به سمت پایین حرکت کردیم و ساعت 15:45 دقیقه به ماشین رسیدیم گرمای سوزان برامون قابل تحمل نبود! جوپار سعید از ما جدا شد و با کلی تشکر ازش قول گرفتم که حتما با محمد تابستان به علم کوه بیاید و که اومد...
به منزل محمد رفتیم کلی شرمنده مون کردند با مهمان نوازی خوب خانواده محمد حسابی نمک گیر شدیم به شهر رفتیم کمی سوغات خریدیم با خداحافظی از کرمان به سمت شمال حرکت کردیم. سلمان از کرمان تا رفسنجان رانندگی کرد و بعد خوردن شام من پشت فرمون نشستم وای تا نیم ساعتی طول کشید قلق تانک دستم اومد! خیابان طویل رو تا ساعت سه و چهل دقیقه رانندگی کردم بقیه خواب بودن منم گه گداری بیدار بودم٬ سلمان رو بیدار کردم بیاد برونه من رفتم خوابیدم تا هفت صبح بیدار شدم متوجه شدم که بعد بیست دقیقه ماشین رو نگه داشت کلا خوابید!مثلا قرارمون این بود نوبتی برونیم!

تپه سیلک کاشان

باغ و حمام فین کاشان
داخل شهرهای کاشان و قم هم در بین راه گشتی زدیم و بالاخره به تهران رسیدیم کفش پایار مدل البروس از نمایندگیش خریدم کاش به حرف حسین گوش کرده بودم نمیگرفتم بعد دو ماه با دو برنامه کفی کفش صاف شد که فرستادم نمایندگیش اعلام کرد که شن اسکی رفتی!!!و مبلغ ۷۰ هزار گرفت و تعمیر کرد اخه چه گارانتی بود اعلام کردند! ساعت دو نیمه شب به چالوس رسیدیم و سفرنامه کرمان به اتمام رسید که خوشبختانه خبر قبولی در ازمون ورودی در آینده نزدیک خاطرات کرمان بیشتر بهمون چسبید.

محسن سام دلیری: کوهستان بهترین معلم زندگیم...