قله هَسَل کُت دلیر

نام برنامه: قله هسل کُت     سطح برنامه: متوسط  به بالا        ارتفاع قله: 4035 متر

 موقعیت : دلیر-ناتر           زمان: 95.02.17    

 آقایان: هادی حسینی، پژمان دلفان آذری، حسن خزایی، محسن سام دلیری

مهمان: حسین نوشین، مازیار کیادلیری 

مسئول صعود: محسن سام دلیری

مقدمه:

فکر بارگذاری برای پیمایش زمستانه خط الراس دلیر مدت ها ذهنمون رو مشغول کرده بود و چند هفته با نیما برنامه ریزی می کردیم اما جور نمی شد تا این هفته مصمم شدم هرجوری شده باید بریم بار رو بیاریم. برنامه نیما جور نشد بیاد. به چند نفر از دوستان اطلاع دادم که قبول کردند با من بیان.

به پژمان گفتم با هادی و حسن هماهنگ کنه تا بعدازظهر پنجشنبه به سمت دلیر حرکت کنند و مازیار هم قرار شد با خانواده ش غروب خودشو به دلیر برسونه. خودم یه کاری تو روستای وَرکَلو(پشت سد سیاه بیشه) داشتم، صبح با حسین قرار گذاشتم که بریم و شش و نیم صبح به سمت هزارچم حرکت کردیم و بعد رسیدن به روستای ورکلو حدود یکساعتی منتظر بودیم اما هنوز کسی نیومده بود حسین پیشنهاد داد تا بیاین بریم بالا یه دوری تو کوه بزنیم. قدم زنان رفتیم بالا زنگ زدم خبری نبود گفتیم بریم تا هرجا زنگ زدن برمی گردیم و ما همچنان رفتیم منظره ی زیبا و با چشم انداز قلل آزادکوه و وروشت و شاه پیل کوه لذت می بردیم

و بالاتر می رفتیم صخره ی روبرومون همانند برج بالای دره کمجل مشخص بود خودمون رو به روی خط الراس رسوندیم و با دست به سنگ شدن خودمون رو به بالای قله دال کَمر(3179 متر) که برج سنگی زیبایی داشت رسوندیم منظره بی نظیری روبرومون بود اکثر قلل البرز غربی روبرومون بود البرز مرکزی و دره کمجل و قله سرده و قلعه دختر هم روبرو نزدیک ما بود...زیبایی منطقه بی نظیر بود و نقشه های خوبی براش کشیدیم گرچه با کاری که تو الامل گرفتم مطمئنا به زودی کل منطقه رو بررسی میکنم. به سمت پایین سرازیر شدیم از مسئولی که باید میو مد هم خبری نبود خونه یکی از اهالی ناهار رو با اصرارشون خوردیم و به سمت دلیر حرکت کردیم.

قله دال کمر 3179 متر

شرح برنامه:

محمدرضا با یکی از دوستان صبح از تهران به دلیر اومده بود و بچه ها هم چند دقیقه زودتر از ما به دلیر رسیدند.

وسایل رو جابجا کردیم به سمت آبگرم دلیر حرکت کردیم بچه ها ذوق کرده بودند از دیدن آبگرم با سقف آسمونیش و حضور مار با نگاه کنجکاوانه ش لذت بارش بارون تو آبگرم با چشم انداز قله ی زرد که سفیدی برف رو از دور میشه دید رو هرجایی نمیشه درک کرد،امیدوارم این طبیعت با جابجایی و مدرن کردن از حالت بکر و طبیعی در نیاد اخه شنیده میشه که با درست کردن ساختمون و گذاشتن دوش و سعی در درامدزایی را دارند اما حیف این لذت ها دیگه بدست نمیاد و با نگاه مدرنیته کردن از بین خواهد رفت، همچنان که روستا هم دیگر بوی مدرن شدن را به خودش گرفته و دیگه صفای روستایی گذشته رو داره کم کم به زندگی نوین می دهد بعد آبگرم یه دوری تا للاپل زدیم و برای شام رفتیم خونه...

هوا کمی تردید ایجاد می کرد تو برنامه فردا اخه همچنان بارش داشت، چهار صبح به آسمون نگاهی انداختم خوشبختانه پر ستاره بود و کمی چرت زدم و چهار ونیم بچه ها رو بیدار کردم به حسین زنگ زدم که با مازیار بیان تا حرکت کنیم. صبحانه ی خوردیم با ماشین از مسیر الیت به ناتر تا جایی که می شد رفت رو ادامه دادیم اما به جایی رسیدیم دیگه جاده رو آب کامل برده بود. ساعت 6:20 دقیقه از ارتفاع حدود 2400 استارت زدیم زرین کوه مثل همیشه زرین می درخشید و لحظه به لحظه زیباتر دیده می شد.

از طریق یال فِس گِردَن به سمت مرتع ماسمور حرکت کردیم قبل از ورودی دهلیز، کره اسبی در کنار مادرش که متاسفانه مرده بود ایستاده بود و داشت لیس زنان عزاداری می کرد صحنه غم انگیزی بود مرتع ماسمور پوشیده از برف بود جی پی اس رو روشن کردم دنبال نقطه بارگذاری جلوتر از بچه ها حرکت کردم به راحتی باری که دو تا از دوستان دیگه گذاشته بودند رو پیدا کردم باری از دوشم برداشته شده بود با خیالی راحت منتظر بودم تا بهم برسند.

چندتا بیسکوییت و یه کمپوت آناناس بزرگ رو از بار برداشتم با بچه ها خوردیم و به مسیر ادامه دادیم ساعت 11:50 دقیقه به قله هسل کت رسیدیم قلل منطقه کاملا پوشیده از برف بود و نوید سال پر آبی رو به ما می داد. چند عکس گرفتیم و برگشتیم بارها رو به داخل کوله بزرگتر جابجا کردم و به پایین انتقال دادم. چند نقطه ار مسیر رو روی برفچال ها سر خوردیم و به سرعت به پایین اومدیم ساعت 15 به خونمون دلیر رسیدیم کمی استراحت و وسایل رو جمع و جور کردیم به سمت چالوس نوشهر راهی شدیم نگران یه طرفه شدن جاده بودیم هرچند ابتدای یکطرفه شدن از دوراهی دلیر(دزدبن-رستوران کوهستان پار) هستش اما مسافران و رانندگان فهیم و با فرهنگ از خود مرزن اباد تو لاین مخالف با طلبکاری و فحش و ناسزا بهت راه نمیدن که خیلی هم خطرناکه اما چه میشه کرد که مردم مجبور به رفت و امد هستن! خوشبختانه هنوز یکطرفه نشده بود ساعت 17:30 به سلامت رسیدیم.

پ ن:

- قله هسل کت با مرز مشترک با محدوده روستاهای دلیر و ناتر دشت خوشاکش کلاردشت می باشد که با گردنه هوکتِه گِردَن به قله آبیدر از سمت غرب و با قله درغار از سمت شرق متصل می باشد.

- جا داره از دوستانم تشکر کنم بابت همراهی این برنامه...

قله سماموس

نام برنامه: قله سماموس     سطح برنامه: متوسط         ارتفاع قله: 3713 متر(ثبت جی پی اس)

 موقعیت : جواهرده رامسر            زمان: 2و95.02.3    

نفرات شرکت کننده: بانوان:  فاطمه میردار منصورپناهی

 آقایان: فرشید جعفرزاده، ماهیار مقیمی٬ علی رستگاری٬ حسن خزایی، محسن سام دلیری

سعید روئین فر(گروه کوهستان تنکابن) و ابوطالب اشکوری(گروه تنکا تنکابن)

راهنما: سعید روئین فر      مسئول صعود: محسن سام دلیری

مقدمه:

قله سماموس از چند جهت قابل صعود می باشد:

- ضلع شمالی از روستای جواهردشت(گیلان)

- ضلع غربی از روستاهای لیما(اشکورات)

- ضلع جنوب و جنوب غرب از روستاهای جورده و پرچ کوه(اشکورات)

- ضلع شرقی از روستاهای جواهرده و نمک ده(رامسر مازندران)

موقعیت قرارگیری قله مرز بین استان مازندران و گیلان می باشد در برخی منابع بام گیلان معروف می باشد و در برخی دگر برای مازندران محسوب می شود اما در هر صورت قله ی تقریبا منفرد که از جهات مختلف زیبا و قابل صعود می باشد.

شرح برنامه:

صبح پنجشنبه ساعت ده صبح به سمت رامسر حرکت کردیم بالاخره طلسم نرفتن های ما به سماموس شکسته شد در بین راه سعید و ابوطالب هم به ما ملحق شدند. تو مسیر زیبای جنگلی جواهرده کنار جاده ناهار خوردیم،

به سمت روستایی که کمتر رنگ و بوی روستا با سقف های رنگی، خانه های با بافت غیر بومی منطقه زیاد به چشم می خورد حرکت کردیم که متاسفانه مورد هجوم غیر بومیان برای ویلاسازی قرار گرفته ست. با جمع و جور کردن کوله ها حرکتمون رو شروع کردیم. مسیر از گل های پامچال سفید و گلهای زرد و آبی و چمن های سبز پوشیده شده بود ما به آرامی تو پاکوب حرکت می کردیم و دلمون نمیومد لگدمال کنیم.

از کنار ملک شخصی میرزایی به سمت چشمه ی بَرتُل تراورس کردیم آبی نوشیدیم از کنار دره منتهی به معدن شن و ماسه خودمان را به اتاقکی که داخل معدن بود رساندیم، گرچه از قبل هماهنگ شده بود و با خودمون چادر حمل نکردیم. دره تقریبا پوشیده از برف نشان می داد که هنوز زمستان داره تقلا می کنه که تموم نشه اما این طبیعت هیچگاه تغییر فصول رو یادش نمیره دیر میشه اما فصل از بین نمیره

3:45 دقیقه به محل شب مانی رسیدیم و اتاق کمی ریخت و پاش بود امکانات حداقلی هم وجود داشت مخصوصا بخاری هیزمی با چند تکه چوب در کنارش تا بچه ها جابجا بشن اتیشی در این بخاری راه انداختم محیط اتاق رو گرم و دلچسب کرده بود و تا صبح نم نمک می سوخت...

6:15 دقیقه به سمت گردنه کَبُن حرکت کردیم، خورشید با عشوه خاصی از پشت ابرها با نور سماع می کرد و لحظه به لحظه زیباتر جلوه می داد و ما هم در حال ثبت کردن تصاویر زیبا بودیم 

برفچال های مسیر نشانی از بهار رو اینجا نمیداد به مسیری که نمیدونم چرا تا قله زده شد وارد شدیم! مسیری که نصف اون اسفالت شده و تا خود قله جاده کشی شده است و طبیعت بازم اینجا قربانی سودجویان و ارگانها و سازمان ها قرار گرفته است و همچنان با این همه اطلاع رسانی در حفظ محیط زیست و طبیعت شعار می دهیم و همایش ها و سیمینارها تشکیل می دهیم اما داریم به خودمون و آیندگان خیانت می کنیم 

مسیر جاده ی رو در پیش گرفتیم تقریبا برف سفت بود قله از دور خودنمایی می کرد و ما در پیچ و خم این جاده با دلی پر از خشم به این اثر مخرب قدم بر میداشتیم.  ابتدای گردنه شیرکش با چشم انداز روستای جواهر دشت کمی استراحت کردیم و تنقلاتی تناول کردیم و ادامه دادیم. روستا زیر مه غلیظ گه گداری چشمک می زد و ناپدید می شد یال پوشیده از برف رو پشت سر گذاشتیم و ساعت 11:20 به قله زیبای سماموس رسیدیم. چند عکس از جهات مخلف ثبت و به سمت پایین حرکت کردیم.

سعید پیشنهاد داد تا قله سماموس کوچیک رو چند نفر از گردنه شیرکَش جدا بشیم و خط الراسی صعود کنیم و منم با ماهیار هماهنگ کردم از بچه ها ساعت 12:45 دقیقه جدا شدیم. مسیر پربرف که صخره های قد و نیم قد هم تو مسیر تا قله وجود داشت ساعت 14:25 دقیقه به قله رسیدیم

کمی باد داشت از اینجا قله اصلی سماموس به زیبایی دیده می شد و سمت شمال پوشیده از مه و ابر بود. از یال جنوبی که به جاده منتهی می شد به پایین سرازیر شدیم و ساعت 15:25 دقیقه به دیگر دوستانمون ملحق شدیم کمی غذا خوردیم و به سمت محل حرکت کردیم. در کنار چشمه استراحت کوتاهی داشتیم مه کم کم ما رو از دیده ها ناپدید می کرد و نم مه طراوت خوبی به ما می داد و زلف های خیس و کفش های گلی با عطر و بوی بهاری آمیخته شده بود لذت خاصی رو بهمون می داد.

به ماشین هامون رسیدیم بارش بارون نم نمک بیششتر شده بود و کوله ها رو تقریبا آب بندی کردیم گرچه با بارش شدید بین راه تقریبا خیس شده بودند.

جا داره از دوست خوبمون سعید عزیز تشکر ویژه داشته باشم که همواره تو برنامه های سمت تنکابن و رامسر بهش زحمت می دیم 

مسیر پیمایش تا سماموس کوچک و بزرگ:

- 10.7 از روستای جواهرده تا قله سماموس بزرگ

- 3.7 از گردنه شیرکش تا قله سماموس کوچک و جاده

پ ن:

وجه تسمیه قله براساس ویکی پدیا:

  • معنای نخست: برخی آن را ترکیب سوما و موس می‌دانند. بر این اساس سوما (بنگرید به: هوم) را به معنای ماده‌ای دانسته‌اند که از آن شربتی مقدس ساخته و در آیین‌های مذهبی زرتشتی و آیین‌های هندیمصرف می‌شده‌است. موس یا مُس نیز به معنی بلندی همچون قله و تپه است و مرتبط با «mnti» اوستایی به معنی بیرون‌زده (مثل mount در انگلیسی به معنی کوه) می‌باشد. بر پایهٔ این تفسیر و معنا از واژهٔ سوما (که مردم با پیش و ضمه سین این واژه را نیز تلفظ می‌کنند)، سوماموس به معنای چَکادی (قله‌ای) است که در منطقهٔ رویش و پرورش سوما قرار دارد. این نوع نام‌گذاری در منطقه بسیار دیده می‌شود، مانند توبن به معنای منطقه‌ای که در آن درخت تَوْ (با زبر تاء و اشباع واو) می‌روید و بن به معنای زیر و بنه است. یعنی در زیر و بنه منطقهٔ رویش درخت تو. در مناطق دیگر از استان‌های شمالی نام‌های دیگری می‌توان از همین ریشه یافت که سوماسرا (sumäsarä) در غرب گیلان یکی از شهرهایی است که از این نام اشتقاق یافته‌است و به معنای سرزمین و محدوده آزاد و بدون دیواری است که گیاه سوما در آن می‌روید. البته به اشتباه این نام تصحیف شده و در حال حاضر به نام صومعه سرا خوانده می‌شود که نادرست و برخلاف لهجه‌های گیلکی است.
  • معنای دوم: برخی آن را ترکیبی از دو واژهٔ سمام و موس (mos و یا mus) می‌دانند. موس به معنای هر چیز تپه مانندی است، از این رو به قله، تپه، بلندی و مواردی دیگر، موس و یا موز می‌گویند. در لاتین mont به معنای کوه با این mos هم‌ریشه است. سَمام هم که نام دهستانی در املش گیلان است. به این ترتیب معنای سماموس، قله و چکاد سمام (یعنی آبادی‌های پایین اشکور) است. در خود معنای واژه «سمام» نیز میان مردم اختلاف است که این اختلاف به سبک خواندن و تلفظ این واژه بر می‌گردد.
  • معنای سوم: برخی سماموس را ترکیبی از واژهٔ سه و ماموس دانسته‌اند و ماموس یا ماموز را نام منطقه و آبادی سه‌گانه‌ای دانسته‌اند که در زیر این قله وجود دارد. بنابر این نام چکاد از نام آبادی‌های سه‌گانه آن گرفته شده‌است.
  • معنای چهارم: برخی نیز سو (su) را به معنای نور و روشنایی گرفته‌اند، چنان که می‌گویند «سوی چشمانم کم شد»، که این عبارت به معنای کم شدن دید شخص است. بنابراین سوماموس به معنای روشنای و ماموس نیز نام منطقه‌است. این چکاد را از آن رو به نام سوماموس خوانده‌اند که روشنایی آن بس خیره کنند است؛ زیرا این چکاد بزرگ برف نشین در هنگام برخورد تابش آفتاب بسیار خودنمایی می‌کند و در هنگام زمستان و آفتابی بودن آسمان، روشنایی و بازتاب نور خورشید آن واقعاً دیدنی و جذاب است. به ویژه که این چکاد را می‌توان از دشت‌های لنگرود تا نزدیکی تنکابن به وضوح دید.
  • معنای پنجم: برخی آن را ترکیبی از «سوما» و «موز» و یا مازو دانسته‌است که «مازو» و «موز» به معنای رشته کوه‌ها، کوهستان و نیز قله آمده‌است چنان که در معنای مازندران گفته‌اند که آن آبادی است که درون کوهستان و یا قله‌ها و یا درون رشته کوه‌ها قرار گرفته‌است. البته نا گفته نماند که واژهٔ مازو نام درختی نیز می‌باشد که در پارسی آن را بلوط گویند. در جنگل‌های شمالی چند گونه از بلوط یافت می‌شود که از معروف‌ترین آن‌ها مازو و پلوت است.
  • معنای ششم: برخی از اهالی، سما را مخفف آسمان  و موس را به معنای چکاد و قله گرفته‌اند؛ بنابراین سماموس به معنای چکاد آسمان گفته‌اند.
  • معنای هفتم و هشتم: البته برای آن دو معنای دیگری می‌توان یافت که این سه معنای اخیر شاید به حق نزدیک‌تر باشد. گروهی واژه سوم (به پیش سین) را به معنای گیاه چرید چهارپا و چرا کردن و وزیدن باد دانسته‌اند. پس سوماموس به معنای قله چراگاه و یا قله‌ای است که گیاه مخصوص چریدن چهارپایان وجود دارد. این معنا از آن رو درست می‌نماید که در این منطقه از گذشته چراگاه چارپایان بوده‌است و هنوز هم گله‌های بزرگ است در دامنهٔ آن رها و در حال چریدن است. افزون بر آن که در زمانهٔ ما نیز چراگاه رمه‌های گالش‌ها در تابستان و بهار است. چنان که از اسناد تاریخی نیز به عنوان چراگاه خاندان‌های معروف جورده رامسر مانند شل شریف و سطان رستم یادشده‌است.
  • معنای نهم: گروهی دیگر سمام را به معنای باز و شاهین شکاری دانسته‌اند. پس سماموس ترکیبی از سمام و موس است که در حالت ادغام تخفیف داده می‌شود و سماموس خوانده می‌شود. در این صورت سماموس به معنای آشیانه شاهین و عقاب معنا می‌دهد که این دور از ذهن نیست.
  • معنای دهم: برخی سماموس را مرکب از سما (زیما یعنی سرما) و موس (موت= آشیانه) دانسته‌اند. بنابراین در مجموع سماموس مترادف با واژه هیمالیا به معنی آشیانه سرما است.
  • معنای یازدهم:سماموس واژه ای عربی مرکب از سماء(سما. [ س َ ] (ع اِ) در میان فارسی زبانان با حذف همزه به معنی آسمان آمده است: فرهنگ لغت دهخدا) و موس(کلمه ای مصری بمعنای فرزند)است.بنابراین واژه سماموس به معنای«فرزند آسمان» میباشد .با توجه به تاریخ منطقه شمال ایران که سلسله آل بویه در این مناطق سکنا داشتند،فرضیه عربی بودن نام این قله به دلیل اینکه بلند ترین قله از سلسله جبال البرز از سمت شمال بالاخص منطقه شرق گیلان و غرب مازندران میباشد، میتواند تایید شود.