صعود بهاره تخت سلیمان 16و17 فروردین 96
شرایط البرز در فروردین رنگ و بوی زمستانی به خودش داره و لذت خاصی برای برنامه ها به همراه خواهد داشت. سال قبل بعد پیمایش بهاره خط الراس وروشت به نمازین به صورت سبک و بدون کیسه خواب امسال هم تصمیم گرفتیم تا کیسه نبریم http://namechal.blogfa.com/tag/%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B4%D8%AA
طبق معمول برنامه ی خوب و بی خوابی شب قبلش جالبه برام. تولدت یکی از بهترین دوستام فرشید بود تا اومدیم خونه بخوابیم ساعت دو شب شد حسین خونه ی ما موند و پنج صبح کوله حسین رو از خونشون برداشتیم و به سمت ونداربن حرکت کردیم.
بارش خوب زمستان تو مسیر ونداربن هم مشخص بود قبل از ساختمون محیط زیست بخاطر بهمنی که ریخته بود ماشین رو پارک کردم و حرکت کردیم.
صدای سگ غول پیکر نگهبان قرارگاه، سکوت صبح رو بهم ریخته بود. بهمن بزرگی قبل سرای دوم بریر ریخته و کل رودخونه رو پر کرد،نشون می داد حجم برف بالایی در انتظارمون خواهد بود.
طبق برنامه می خواستیم از کِشتی سَنگ به سمت گرده ی سره کمر بالا بریم و به صورت پیمایش خط الراس مسیر بکر خودمون رو به قله سیاهگوک برسونیم و وارد سرچال بشیم. البته قصد داشتیم امتحان کنیم ببینیم می تونیم تا تخت رو یکروزه بریم!

بهمن بَریر

دهلیز سِرِه کَمر
از یه دهلیز برفی که نسبتا سفت بود شروع به بالا رفتن کردیم دهلیز قدم به قدم تنگ تر می شد دقیقا هم نمیدونستیم که ایا انتهای ان به روی خط راه می ده یا نه هرچند قبلا از طریق گوگل ارث بررسی کرده بودیم پس از عبور شیب تند دهلیز به روی خط رسیدیم چشم انداز خط الراس کرما به کالاهو پوشیده از برف روبروی ما به زیبایی دیده می شدند. تقریبا از بهترین جای ممکن خودمون رو به خط سره کمر رسونده بودیم.



تیغه های سرکمر
خواب به سراغمون اومده بود و مجبور شدیم بیست دقیقه ی چرت بزنیم! مسیر گرده ی که کشیدگی شرقی به غربی پیش روی ما بود که سمت شمالی با دهلیزهای پر برف در برخی از انها بهمن هم ریخته بود و از سمت جنوبی به صورت دیواره های ریزشی زیر پایمان قد علم کرده بودند، گرمای سوزان بر روی برف حسابی داشت اذیتمون می کرد. مسیر طولانی تا سیاهگوک نشون می داد شب را باید سرچال باشیم از قله زرد گراچ به سمت جنوب راهی شدیم تا به قله سیاهگوک رسیدیم.


زرد گراچ

قله سَره

قله سیاهگوک
حجم برف منطقه سرچال خیلی زیاد بود و حسرت اینکه چرا دنبال اسکی یاد گرفتن نبودیم یکی از بهترین مسرها برای اسکی کوهستان همینجاست. به سمت سراسپد ارتفاع کم کردیم و روبروی پناهگاه با دقت از شیب تند پایین اومدیم و وارد پناهگاه شدیم. وارد اتاقی شدیم که حسین یک هفته قبل غذا و چادر را گذاشته بود شدیم چادر رو برپا کردیم دو زیرانداز چادر کل لوازم شب مانی ما بود!کمی غذا خوردیم و اماده ی خواب شدیم دستکش پر رو تو پاهام و کوله پشتی کردم و کاپشن گرتکس دور پاهای حسین گره زدیم و یک زیرانداز زیرمون پهن و یکی کشیدیم به روی خومون!شب تقریبا خواب راحتی داشتم اما حسین یکم سردش می شد و کمتر خوابیده بود.

صبح با سروصدای باد بیدار شدیم کمی ماکارونی خوردیم، کفشهای تک پوش سرد و یخ شده بود گرم کردیم بالاخره نه صبح اماده ی حرکت شدیم. مسیر پربرف قله تخت رستم را به ارامی طی نمودیم،جایی در آن ارتفاع به صورت زیبایی گسترده می باشد. اکثر قلل البرز از غرب تاشرق در تیر راس ما بود و هوا به حدی تمیزبود خط ساحلی به راحتی دیده می شد. قله ی رستم نیشت که در جنوب غربی تخت رستم می باشد را صعود کردیم.

تخت رستم

از پای برج هایی ریزشی که در ضلع جنوبی رستم نیشت قرار داشت عبور کردیم خودمون رو به روی خط رسوندیم برج های بلند دندان اژدها پیش روی ما بودند و در قسمت شرقی آن نقاب های بزرگ وجود داشت برای عبور از روی دندان اژدها نیاز به ابزار فنی داشتیم ما تنها طناب انفرادی بهمراه داشتیم تصمیم گرفتیم کمی به پایین حرکت سپس تروارس کنیم.



تیغه های دندان اژدها

گرده ی شمالی تخت سلیمان
بعد از عبور از برجها دوباره خودمون را سریع به خط رسوندیم از چند تیغه ی بالا رفتیم به دقت عبور کردیم زیر پاهای ما نقابهای چند متری خودنمایی می کرد بالاخره دندان اژدها تموم شد



چشم انداز خط الراس
و گرده ی سنگی تخت جلوی ما سبز شد سرعت ما با توجه به مسیر پایین اومده بود برفکوبی حتی روی خط الراس هم امانمان را بریده بود گتر سرخود شلوار گرتکس ما داشت اذیتمون می کرد یکی از تسمه های گترم از نقطه ی دوخت پاره شد و برای ادامه خیلی اذیت شدم برف تا رسیدن به قله حسابی کلافه م کرده بود پای راستم کلا خیس شده بود ساعت 16:45 دقیقه بالاخره به قله ی تخت رسیدیم چند عکس گرفتیم و با بررسی یخچال شمالی تصمیم به برگشت را از آن گرفتیم با احتیاط از کناره ی یخچال پایین اومدیم پاهام حسابی سرد وخیس شده بود ساعت 18:10 دقیقه پناهگاه سرچال رسیدیم!

خط الراس هفت خوان


قله تخت سلیمان

چشم انداز یخچال تخت سلیمان
کفش های یخ زده را به سختی از پاهامون در اوردیم پای راستم سرما زده بود و یک ناخنم تقریبا سیاه شد به سرعت آب گرم کردیم روی پام ریختم جوراب یدک و پر را پوشیدم به داخل چادر پناه بردیم، حسین می گفت شب بمونیم و صبح حرکت کنیم اما با توجه به پام اصرار داشتم برگردیم. کفش ها را کمی گرم کردیم چند نایلون روی جوراب پوشیدیم تا کفش خیس دوباره اذیتمون نکنه، بهترین ترفند در حال حاضر بود پناهگاهی که از زمستان قبل تا حالا کوهنوردان کمی در خودش پناه داده بود را ساعت 20:50 ترک کردیم...
از مسیر زمستانی سرچال به کشتی سنگ برگشتیم اکثر بهمن های مسیر ریخته بود و برف هم خیلی مناسبود نه فرو می رفتیم نه سر می خوردیم.کنار کشتی سنگ کمی از اب چشمه خوردیم ادامه مسیرتا ونداربن تقریبا کم برف فقط در چند نقطه برف سنگین داشت ساعت 23به ونداربن در زمان خیلی مناسبی رسیدیم و سوار ماشین به خونه برگشتیم...

پ ن:
- منطقه تخت سلیمان در بهار شرایط زمستانی دارد لوازم موردنیاز را باید مدنظر داشت
- با توجه به دمای بالادر بهار باید شش دانگ حواس به ریزش بهمن ها بود
نفرات: حسین نوشین، محسن سام دلیری


















خدا رو شکر زود متوجه شدم خودمون رو به پاکوب اصلی رسوندیم به جاده جنگلی و ابتدای ورودی جنگل زوات رسیدیم اما انگار درختان افتاده بودند که حال ما رو بگیرن بازم در بین شاخ و برگها تو تاریکی گیر افتادیم با هر توانی که داشتیم به سد رسیدیم دیگه خیالمون راحت شد درختی نیوفتاده تو مسیر...



محسن سام دلیری: کوهستان بهترین معلم زندگیم...